1- سید مرتضى رحمه الله: «تثویب در اذان صبح بدعت است، واین امرى ثابت بوده واجماع اصحاب ما امامیه بر آن است.» «مسائل الناصریات، ص 181- 182»
2- شیخ طوسى رحمه الله: «تثویب در اذان یا بعد از فراغ از آن، مستحب نیست و معناى آن این است که مؤذن در تمام نمازها «الصلاة خیر من النوم» بگوید.» «الخلاف، ج 1، ص 286.»
کتاب النهایة: «تثویب در اذان جایز نیست و هرگاه مؤذن قصد بیدار کردن مردم را داشته باشد، مىتواند با تکرار فصول اذان این هدف را به انجام رساند.» «النهایة ونکتها، ج 1، ص 290»
دو دسته روایات: 1. روایات رؤیاى اذان 2. روایاتى که در آنها به رؤیا و خواب اشاره نشده است.
1- احمد بن حنبل به سند خود از عبداللَّه بن زید بن عبدربه: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله قصد داشت تا براى جمع کردن مردم براى نماز، ناقوس بزند ولى از این امر کراهت داشت، چون موافق با نصارى وتأیید آنها حساب مىشد. او مىگوید: شبى در عالم رؤیا شخصى را دیدم که دو لباس سبز بر تن داشت ودر دستش ناقوسى بود، به او گفتم: اى بنده خدا! ناقوس را مىفروشى؟ گفت: براى چه مىخواهى؟ گفتم مىخواهم با آن مردم را براى نماز دعوت نمایم. او در جواب گفت: آیا نمىخواهى تا تو را به بهتر از ناقوس راهنمایى کنم؟ عرض کردم: آرى، شروع کرد به خواندن فصول اذان: «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر» تا آخر اذان ... صبح که شد نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمدم و جریان خواب را بر آن حضرت بازگو کردم. حضرت نیز امر نمودند تا مردم اذان بگویند. وبلال نیز این گونه اذان مىگفت و رسول خدا صلى الله علیه و آله را به نماز دعوت مىکرد.
2ـ روزى هنگام صبح بلال رسول خدا صلى الله علیه و آله را به نماز صبح دعوت کرد. به او گفته شد: رسول خدا صلى الله علیه و آله در خواب است. بلال با صداى بلند گفت: «الصلوة خیر من النوم.» سعید بن مسیب مىگوید: از آن هنگام این جمله جزء اذان قرار گرفت.«مسند احمد، ج 4، ص 632».
2- ابن سعد در طبقات الکبرى:
سندهایى را ذکر کرده که همه آنها موقوفه است و قابل احتجاج نیست.
+با سندى ذکر کرده که در طریق آن مسلم بن خالد بن قرقره است که یحیى بن معین او را تضعیف نموده و بخارى نیز او را منکر الحدیث توصیف کرده است.
ابوحاتم: به احادیثش احتجاج نمىشود. «تهذیب الکمال، ج 27، ص 508، رقم 5925»
ادله امامیه بر عدم مشروعیّت تثویب
1- روایات تثویب با یک دیگر متعارضند وامکان ارجاع همه به یک معنا وجود ندارد، زیرا برخی میگویند:
الف) عبداللَّه بن زید در خواب دید.
ب) بلال آن را در اذان اضافه نمود و پیامبر صلى الله علیه و آله نیز تقریر کرد.
ج) عمر بن خطاب مؤذن را امر نمود تا آن را در اذان صبح قرار دهد.
د) پیامبر صلى الله علیه و آله به ابامحذوره تعلیم داد.
ه) بلال در نماز صبح «حى على خیر العمل» مىگفت، پیامبر صلى الله علیه و آله امر کرد که به جاى آن «الصلاة خیر من النوم» بگوید.
با این اختلاف تعابیر وتعارض نمىتوان به متن آن براى تثویب تمسک کرد.
2-اجماع شیعه امامیه بر عدم مشروعیت تثویب است.«شیخ طوسی، الخلاف، ج 1، ص 287»
3- اهلبیت علیهم السلام که اذان ملک را حکایت کردهاند، ذکرى از تثویب به میان نیاوردهاند. «تهذیب الاحکام، ج 2، ص 60، ح 210»
4- شیخ طوسى رحمه الله در حدیث صحیح از معاویة بن وهب نقل کرده که از امام صادقعلیه السلام درباره تثویب سؤال کردم که بین اذان واقامه گفته مىشود؟ حضرت فرمود: ما آن را نمىشناسیم. «وسائل الشیعه، باب 32 از ابواب اذان واقامه»
زید نرسى از ابىالحسن علیه السلام نقل مىکند که فرمود: «الصلوة خیر من النوم، بدعت بنىامیه است و از اصل اذان محسوب نمىشود.» «بحار الانوار، ج 18، ص 179»
5-«الصلوة خیر من النوم» را پیامبر در اذان و اقامه نمىگفته است، حتى در زمان ابوبکر نیز گفته نمىشد، تا در عصر عمر بن خطاب به اذان صبح اضافه شد، (حدیث «موطأ» مالک). «الموطأ، ص 57، ح 151»
تصریح علمای اهل سنت به بدعت بودن تثویب
1- شخصى از طاووس یمانى سؤال کرد: از چه زمانى «الصلاة خیر من النوم» گفته شد؟ او در جوابگفت: در عهد رسولخدا صلى الله علیه و آله گفتهنشد، لکن بلال آن را در زمان ابىبکر، بعد از وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله شنید که شخصى غیر مؤذن مىگوید، و بلال از او اخذ کرد ... «کنز العمال، ج 8، ص 358، رقم 23252»
2- مجاهد:ما با ابن عمر بودیم که شنید مردى در مسجد تثویب مىگوید، ابن عمر گفت: بیا از نزد این بدعت گذار خارج شویم. «مصنف عبدالرزاق، ج 1، ص 475، رقم 1832»
3- از ابوحنیفه درباره تثویب سؤال شد: او در جواب گفت: این چیزى ساختگى است. «جامع المسانید، ج 1، ص 296»
4- شوکانى از البحر الزخار: تثویب را عمر احداث کرد، و فرزندش گفت این بدعت است. «نیل الاوطار، ج 2، ص 43»
5- ابن قدامه نقل کرده که اسحاق بعد از نقل روایت ابىمحذوره مىگوید: «این چیزى است که مردم آن را احداث کردهاند.»
«ابن قدامه، المغنى، ج 1، ص 419- 420».
کیفیت تشریح اذان
اتفاق اهلبیت علیهم السلام: تشریعکننده اذان خداوندمتعال، جبرئیل نازل کننده آن به پیامبر، نبی تعلیم دهنده به بلال
الف- احادیث امامیه
1- شیخ کلینى رحمه الله به سند صحیح از «زراره» و «فضیل» از امام باقر علیه السلام: هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله را به آسمان بردند، به بیت المعمور که رسید وقت نماز شد، جبرئیل اذان و اقامه گفت. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله جلو آمد وملائکه و انبیاء در پشت سر آن حضرت به او اقتدا نمودند.«کافى، ج 3، ص 302، ح 1»
2- سند صحیح از امام صادق علیه السلام: هنگامى که جبرئیل بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شد سر مبارکش در دامان على علیه السلام بود، جبرئیل اذان و اقامه گفت. هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله به هوش آمد فرمود: اى على! آیا شنیدى؟ عرض کرد: آرى، سپس فرمود: آیا حفظ کردى؟ عرض کرد: آرى، آن گاه فرمود: بلال را صدا زنید. على علیه السلام بلال را خواست، واذان و اقامه را به او تعلیم داد. «کافى، ج 3، ص 302، ح 2»
3- شهید از ابن ابىعقیل عمانى: از امام صادق علیه السلام روایت شده که حضرت لعن کرده قومى را که پندارند پیامبر صلى الله علیه و آله اذان را از عبداللَّه بن زید اخذ کرده است. آن گاه فرمود: وحى بر پیامبر شما نازل مىشود، ولى شما گمان مىکنید که پیامبر صلى الله علیه و آله اذان را از عبداللَّه بن زید اخذ کرده است؟!. «وسائل الشیعه، ج 4، ص 612، باب اول از ابواب اذان و اقامه، ح 3»
ب- احادیث اهل سنت: (روایاتی با همین مضمون)
1-حاکم نیشابورى از سفیان: من بعد از ورود حسن بن على علیه السلام به مدینه بر حضرتش وارد شدم. از او درباره اذان سؤال شد؟ برخى گفتند: شروع آن با خوابى بوده که عبداللَّه بن زید دیده است. حضرت در جواب او فرمود: شأن اذان بالاتر از آن است، بلکه جبرئیل در آسمان دوتا دوتا اذانگفت و آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله را تعلیم داد ... «مستدرک حاکم، ج 3، ص 171»
2-متقى هندى به سند خود از على علیه السلام: در شبى که رسول خدا به آسمان رفت، به وى اذان تعلیم داده شد، و نماز بر او واجب و فرض گشت. «کنز العمال، ج 6، ص 277، رقم 397»
3-عبدالرزاق از ابن جریح: عطا گفت: «همانا اذان به وحى الهى بوده است.» «المصنف، ج 1، ص 456، رقم 1775»
4-حلبى: احادیثى وارد شده که دلالت دارد بر این که اذان در مکه قبل از هجرت تشریع شده است. «السیرة الحلبیه، ج 2، ص 296»
5-ابىالعلاء نقل مىکند، به محمد بن حنفیه گفتم: ما معتقدیم که شروع اذان از خوابى بوده که یک نفر از انصار دیده است. محمد بن حنیفه از این موضوع به شدت ناراحت شد و فرمود: شما خیال مىکنید که یکى از اصول شرایع ومعالم دین اسلام با خوابى بوده که شخصى از انصار دیده است، خوابى که احتمال راست و دروغ در آن وجود دارد. ابىالعلاء مىگوید: به او عرض کردم: این مطلب نزد مردم مستفیض ومشهور است. در جواب گفت: به خدا سوگند این حرف باطل است. «همان، ص 297»
مشهور نزد اهل سنت: تشریع اذان به خوابى بوده است که عبداللَّه بن زید یا دیگرى دیده و بر پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده و سپس آن حضرت به بلال تعلیم داده است.
اشکالات این روایات:
الف)این روایات با مقام نبوت سازگارى ندارد، زیرا اذان و اقامه از مقدمات نماز است و دارای اهمیت میباشد و
این مهم را نمىتوان با خواب شخصى غیر از پیامبر صلى الله علیه و آله تشریح کرد.
ب)تمام روایاتى که اشاره به مسئله خواب و رؤیا در اذان دارد، ضعیف السند است.